۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

ادامه مطالب ووبلاگ را از این قسمت دریافت نمایید

خروج از چاله يا سقوط به چاه؟



:کابوس کنکور مدتهاست براي جوانان و خانواده هاي آنان به يک دغدغه تبديل شده است که بسياري براي رفع آن راهکارهاي مختلفي ارائه نموده اند.

بسياري از جوانان کشور به اميد فردايي بهتر تمام توان خود را روي کنکور صرف مي کنند. حذف کنکور جمله بسيار زيبايي است که ذهن تمام جوانان را به خود مشغول مي کند. حتي اگر تا اجرايي شدن آن فاصله چهار سال باشد. نياز سنجي ، افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو، ايجاد دوره هاي جديد و در نهايت حذف کنکور از جمله اين راهکارها بود. طرح حذف کنکور توسط سازمان سنجش مطرح و بررسي شد اما همزمان در مجلس نيز در حال بررسي بود.

کشمکش اوليه مجلس و وزارت علوم برسر اين بود که کدام يک صلاحيت طرح و بررسي اين طرح را دارند. اما سرانجام در مهر 1384 طرحي تحت عنوان ساماندهي نظام پذيرش دانشجو تهيه و تقديم مجلس شد. اين طرح که بعدها به طرح حذف کنکور معروف شد در 6 ماده تهيه شد. همانند مابقي طرحها، اين طرح نيز موافقان و مخالفاني داشت. موافقان اين طرح بيشتر عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس و از جمله مخالفان بارز آن مسوولان وزارت علوم بودند.

بر اساس برآوردها تنها در سال 1383 داوطلبان ورود به دانشگاه ها 227 ميليارد و 520 ميليون تومان وارد چرخه تجارت آموزشگاه هاي کنکور کرده اند. بر اساس آمارهاي رسمي و غيررسمي ، داوطلبان کنکور در آن سال به طور ميانگين 480 هزار تومان بابت شرکت در کلاس کنکور پرداخت کردند و به طور متوسط 6.31 درصد از داوطلبان در کلاس کنکور شرکت داشته اند. با اين احتساب اگر تعداد شرکت کنندگان در کنکور يک و نيم ميليون نفر باشند و حداقل 474 هزار نفر در آزمون سراسري در کلاسهاي کنکور شرکت کرده باشند کل تجارت در اين فعاليت اقتصادي 227 ميليارد و 520 ميليون تومان است.

علاوه بر اين ، در کنار اين کلاسها جزوات آموزشي نيز به فروش مي رسند و در نهايت مي توان ديد که حجم پولي اين گونه فعاليت ها بسيار زياد است. اين ارقام آنقدر بزرگ است که اقتصاد کنکور را بايد جدي تلقي کرد. در بهترين حالت بايد گفت با پديده تجاري شدن دانش مواجه هستيم. پديده اي که بايد براي آن راهکاري انديشيد. آموزشگاه هاي کنکور بنگاه هايي اقتصادي هستند که ادامه حيات آنها منوط به ادامه يافتن نظام فعلي برگزاري آزمون هاي سراسري است. پرسشهاي چهار گزينه اي فضاي زيادي براي مانور آموزشگاه ها و ادعا درخصوص ارائه کردن راه حل هاي سريع براي پاسخ گفتن به پرسشها و خصوصا_ تکنيک هاي به اصطلاح تست زدن ايجاد کرده است.

البته اين تنها جنبه مثبت قضيه است و ما از بحث فروش پرسشها و اخاذي به اين شيوه صرف نظر کرده ايم.

لزوم چاره انديشي

ايرج نديمي ، عضو کميسيون اقتصادي مجلس معتقد است : مساله کنکور باعث مشکلات فراوان از جمله مشکلات روحي و رواني در ميان دانش آموزان شده و ما شاهد رواج قرص هاي اعصاب در بين دانش آموزان هستيم. نماينده مردم لاهيجان با اشاره به اين که سيستم آموزشي معيوب است ، مي گويد: کنکور زدگي باعث شده درآمدهاي سرشاري براي کلاسهاي کنکور و سيستم هاي آموزشي پديد آيد و حتي سازمان سنجش هم اقدام به انتشار تست در اين زمينه بکند. او با بيان اين که کاسبي هاي زيادي به نام کنکور صورت مي گيرد، تاکيد مي کند: بدون شک بايد تغييراتي در وضعيت کنکور صورت گيرد، اما اين مساله يک شبه امکان پذيرفت و چه بهتر که اين کار توسط قوه مقننه صورت گيرد.
طرح چه مي گويد
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با 144 راي موافق ، 20 راي مخالف و 6 راي ممتنع با حذف کامل آزمون سراسري ورودي دانشگاه ها حداکثر تا پايان سال اول برنامه پنجم (سال 90) موافقت کردند. بر اساس ماده 2 اين طرح ، پذيرش دانشجو در مقطع کارداني (پيوسته و ناپيوسته)، کارشناسي ، کارشناسي ارشد پيوسته ، دکتراي حرفه اي و دکتراي پيوسته بر اساس سوابق تحصيلي داوطلب و آزمون هاي سراسري خواهد بود. تاثير سوابق تحصيلي در هر سال نسبت به سال قبل افزايش مي يابد به نحوي که حداکثر تا پايان سال اول برنامه پنج ساله پنجم توسعه ، آزمون هاي سراسري ورودي دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي به طور کامل حذف شود. دولت موظف است بسترهاي لازم را براي تحقق اين ماده اعلام کند. همچنين با تصويب مجلس ، وزارتخانه هاي علوم ، تحقيقات و فناوري ، بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي ، آموزش و پرورش و دانشگاه آزاد اسلامي مجاز شدند از سال 1386 ، داوطلبان ورود به مقطع کارداني (پيوسته و ناپيوسته) را صرفا بر اساس سوابق تحصيلي پذيرش کنند.
اهش استرس يا افزايش آن
رخي معتقدند با اجراي طرح مجلس فقط کنکور جابه جا مي شود و با اين جابه جايي مشکل کنکور حل نمي شود وتا مادامي که امتحان برگزار مي شود، ازدحام و اضطراب هم وجود دارد. رفعت بيات ، نماينده زنجان و عضو کميسيون بهداشت و درمان يکي از اين افراد است.

او مي گويد اگر اين طرح را مطالعه کنيد، متوجه مي شويد به جاي اين که فشار رواني طي يکسال به دانش آموز وارد شود طي 4 سال اين مساله صورت مي گيرد.اين نماينده مجلس ادامه مي دهد: اگر مثلا تعداد زيادي از دانش آموزاني که همه معدل خوب و در يک تراز دارند بخواهند در دانشگاه صنعتي شريف يا دانشگاه تهران درس بخوانند آيا امکان آن هست؟ به طبع اين دانشگاه ها بايد دوباره آزمون ورودي برگزار کنند چرا که طبيعتا امکان جذب همه اين دانشجويان را ندارند و لذا بحث کنکور و رفع استرس آن محقق نمي شود. يک نوع فريب پنهان کارشناسي در اين طرح وجود دارد که مي توان به جاي حذف کنکور آن را در سالهاي تحصيلي تقسيم کرد.
انتخاب در فضاي رقابتي
وزير بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي درباره پذيرش دانشجو در رشته هاي پزشکي و علوم پزشکي در صورت حذف کنکور مي گويد: طرح در مجلس شوراي اسلامي تصويب شده و وزارت بهداشت نيز موظف به اجراي تصميمات مجلس شوراي اسلامي است.

دکتر کامران باقري لنکراني ، مي افزايد: در اين طرح نمايندگان مجلس در خصوص رشته هايي که داوطلب آن بيش از ظرفيت دانشگاه هاست دغدغه هايي داشتند و هنوز هم بحث هايي در اين باره مطرح است.

دکتر لنکراني تاکيد دارد: آنچه براي وزارت بهداشت اهميت دارد، اين است که در فضايي سالم و رقابتي ، بهترين و قوي ترين استعدادها در رشته هاي علوم پزشکي جذب شوند و ورودي هاي وزارت بهداشت همچون سالهاي اخير از بهترين ها باشند، اميدواريم دغدغه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز همين موضوع باشد

محمد حسين فرهنگي ، نماينده تبريز و عضو کميسيون حقوقي و قضايي نيز مي گويد حذف کنکور نه تنها مشکلات و ضايعات رواني را حذف نمي کند، بلکه باعث گسترده تر شدن اين ضايعات به علت امتحانات تدريجي در 4 سال مي شود و به صورت دغدغه فرسايشي در خواهد آمد. البته در مقابل ، ابراهيم کارخانه نماينده همدان و عضو کميسيون آموزش و تحقيقات نيز در دفاع از طرح مي گويد: اگر کسي بداند زحمات 12 ساله اش در يک شب رقم مي خورد فشار رواني زيادي را متحمل خواهد شد، ولي اگر بداند سرنوشت وي در 4 سال رقم مي خورد، قطعا استرس کمتري خواهد داشت.

سياسي يا کارشناسي

در حالي که قرار بود طرح حذف کنکور در اولين روزهاي کاري امسال مجلس مطرح شود به درخواست کميسيون آموزش و تحقيقات طرح کنکور به حالت تعليق درآمد تا با بررسي بيشتر ارائه شود. اين در حالي بود که اعتراض ها نسبت به اين طرح بالا گرفته بود. پس از چند روز رئيس کميسيون آموزش مجلس از حذف کلمه تشريحي در طرح کنکور خبر داد و گفت: کليات طرح کنکور تغيير نکرده و فقط کلمه تشريحي از طرح کنکور حذف شده است. مدت زمان چند روزه خروج طرح کنکور از صحنه در تغيير نظر مخالفان تغييري اساسي به وجود آورد. به نحوي که مشکلات مطرح شده در خصوص طرح مانند چگونگي توزيع داوطلباني که معدل هاي يکسان دارند در ظرفيت محدود دانشگاه ها، ميزان تاثير معدل سالهاي دوم و سوم دبيرستان و پيش دانشگاهي ، نحوه پذيرش داوطلباني که آزمون استاندارد سراسري نداده اند و... برطرف شد و دکتر محمد حسيني ، معاون حقوقي و پارلماني وزارت علوم اعلام کرد آن چيزي که امروز در صحن علني مجلس مطرح شد با طرح اوليه نمايندگان مجلس در خصوص طرح کنکور تفاوت زيادي داشت و طرح تصويبي با استفاده از نقطه نظرات وزارت علوم ، اصلاحاتي در آن ايجاد شد که به لايحه قبلي دولت در خصوص طرح کنکور نزديک شد.

اين تغيير رويه و حل شدن مشکلات تنها با حذف يک کلمه و سکوت مخالفان طرح به شائبه سياسي بودن آن دامن زد و اين تصور را به وجود آورد که برخي نمايندگان اصرار دارند اين طرح به نام مجلس هفتم تمام شود و چنانچه به اين طرح اشکالاتي وارد باشد در دوره بعد مجلس مي توان با تبصره هايي مشکلات احتمالي را از بين برد.


تغيير اساسي

سالهاست جامعه ما به اين که در ماههاي آخر پاييز دفترچه هاي کنکور توزيع شود و حدود 9 ماه اضطراب و تنش براي خانواده هاي داوطلبان کنکور و خود داوطلبان آغاز شود، عادت کرده است. تعداد زيادي از آدم ها و سازمان ها وجودشان با کنکور پيوند خورده است. داوطلباني که در حسرت ورود به دانشگاه هستند، والديني که نگران فرزندان خود هستند، کلاسهاي کنکوري که چشم به جيب داوطلبان دوخته اند، ناشران و پخش کننده هاي کتاب که در انتظار بازار کتب کمک آموزشي هستند، سازمان هاي برگزارکننده که به درآمد حاصل از ثبت نام داوطلبان مي انديشند، آنها که به فروش پرسشها فکر مي کنند و برنامه سازان تلويزيوني که يکي دو هفته مانده به کنکور بازار توصيه ها و برنامه هاي کارشناسي را داغ مي کنند. با تصويب اين قانون جديد همگي بايد به فکر ديگري باشند و شايد از سالهاي آينده شاهد کلاس از نوعي ديگر باشيم.

توپ در زمين کيست؟


مهندس باهنر نايب رئيس مجلس درخصوص اين طرح مي گويد اين طرح پر سر و صدايي بود. مرکز پژوهش ها، وزارت علوم ، دانشگاه آزاد، متخصصان ، مديران سازمان سنجش و همه دوستان سعي کردند قانون جامع و مانعي تصويب شود.او مي افزايد: از وزارت علوم و بهداشت و درمان مي خواهيم در اجراي اين طرح ، مساعي لازم را به کار ببرند تا ذائقه مردم خوبمان با اين طرح شيرين شود. خب مسلم است که ديگر توپ در زمين مجلس نيست.

معاون حقوقي و پارلماني وزارت علوم با بيان اين که براساس اين طرح بسياري از اشکالات اوليه برطرف شده است ، مي گويد: با اين حال موفقيت طرح کنکور به توانمندي آموزش و پرورش در اجراي طرح بستگي دارد چرا که وزارت آموزش و پرورش بايد در اجراي طرح دقت ، سرعت ، امنيت و عدالت را اعمال کند تا وضعيت بهتري ايجاد شود. اين وسط مي ماند وزارت آموزش و پرورش و ذهن به هم ريخته 1.5 ميليون داوطلب کنکور که سرانجام چه سرنوشتي در انتظار آنان خواهد بود.







علي اخوان بهبهاني






نخبگان، خود را مديون سيستم آموزشي كشور نمي‌دانند


خبرگزاري فارس: برنده مدال نقره المپياد جهاني زيست‌شناسي گفت: نخبگان، خود را مديون سيستم آموزشي كشور نمي‌دانند و بر اين باورند كه موفقيت آنان حاصل تلاش و زحمات خودشان است.



به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان، مهرداد لاري، رتبه دوم و مهدي يزدانيان، رتبه ششم كنكور سراسري 87 در رشته علوم تجربي و كسري افضلي، برنده مدال نقره المپياد جهاني زيست‌شناسي، با حضور در دفتر خبرگزاري فارس اصفهان، در نشستي صميمانه به سئوالات خبرنگار فارس پاسخ گفتند.

در ابتدا مهرداد لاري با اشاره به دوران كودكي و ابتداي تحصيلات خود گفت: اغلب اوقات در دوران تحصيلم، دانش‌آموزي موفق و برتر بودم و اوقات فراغت خود را با خواندن كتاب و پرداختن به مطالعه كتاب‌هاي غيردرسي پر مي‌كردم و از آنجا بود كه با مطالعه كتاب‌هاي زيست‌شناسي و تجربي از همان آغاز تحصيل به اين رشته علاقه‌مند و مشتاق شدم.

وي با اشاره به عدم توزيع يكنواخت امكانات آموزشي، دبيرستان‌هاي نمونه و ممتاز، كادر آموزشي موفق و فضاي رقابت درسي مفيد حاكم بر دانش‌آموزان يك مدرسه، كنكور را يك رقابت ناعادلانه خواند و اظهار داشت: طبيعتا ما رقيبان يك دانش‌آموز روستايي در يك استان دورافتاده و محروم نيستيم، اما معتقدم كه بايد هريك را با توجه به امكانات و استعدادهاي خود سنجيد و ارزيابي كرد، اما متاسفانه اكنون اين‌طور نيست.

دارنده رتبه دوم كنكور سراسري تجربي اظهار داشت: دخالت سوابق تحصيلي بر قبولي كنكور عامل پيشرفته‌تري از بي‌عدالتي در سيستم آموزشي كشور است، چرا كه تا پيش از اين نتايج و تاثيرات براساس تصحيح يك پاسخنامه سراسري و توسط ماشين و دستگاه‌ها بود، اما اكنون دخالت سوابق تحصيلي به گونه‌اي است كه به دست افراد و با وجود سلايق و علايق آنان رقم خواهد خورد و اين نمي‌تواند راه مناسبي براي جايگزين كردن تدريجي آن به جاي كنكور باشد.

لاري افزود: تا پيش از اين استرس و اضطراب ناشي از كنكور براي دانش‌آموزان فقط يك سال، آن هم در سال پيش دانشگاهي وجود داشت، اما اكنون استرس يك ساله كنكور به سه سال افزايش مي‌يابد و اين باعث مي‌شود كه افراد در ميان مسير، ناگزير به ترك تحصيل و يا عواقب ديگري شوند.

وي ادامه داد: هركاري كه براي انسان داراي اهميت باشد، باعث اضطراب وي نيز خواهد شد و كنكور هم از اين قاعده مستثني نيست.

مهدي يزدانيان، رتبه ششم كنكور سراسري 87 در رشته علوم تجربي، وجود دانش‌آموزان برتر و فضاي رقابتي حاكم بر دانش‌آموزان يك مدرسه و فضاي آموزشي را از مهم‌ترين عوامل پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان دانست و افزود: علاوه بر وجود فضاي رقابتي كه با وجود دانش‌آموزان نمونه و برگزيده حاصل مي‌شود، كادر آموزشي و اساتيد و آموزگاران آن واحد آموزشي نيز خود عامل ديگري بر پيشرفت تحصيلي افراد و دانش‌آموزان هستند.

رتبه‌هاي برتر كنكور تجربي سال 87 و برنده المپياد جهاني زيست‌شناسي، از تصميم خود بر ادامه تحصيل در رشته پزشكي دانشگاه تهران در آينده خبر دادند و افزودند: به دليل زمان كمي كه از آغاز نتايج كنكور گذشته است، هنوز درخواست يا پيشنهادي مبني بر ادامه تحصيل در خارج از كشور نداشته‌ايم، اما در صورت پيشنهاد، اگر فضا و امكانات را مناسب‌تر از اين جا ببينيم، از كشور خارج مي‌شويم.

لاري نيز گفت: اگر امكانات علمي و آموزشي خارج از كشور مناسب‌تر باشد و به اين نتيجه برسم، براي ادامه تحصيل به خارج از كشور خواهم رفت.

وي رتبه دوم كنكور سراسري تجربي، عمده‌ترين مشكل سيستم آموزش و پرورش كشور را نبود زمينه‌هاي عملياتي براي تحقيق و پژوهش دانست و افزود: در سيستم آموزش و پرورش كشور، اثري از تحقيقات عملي و آزمايشگاهي نيست و يا بسيار كمرنگ و نامتوازن است و تئوريات دروسي كه بايد با آزمايش‌هاي و تحقيقات عملي به طور كامل فرا گرفته شود، جاي زمينه‌هاي عملي و عملياتي دانش‌آموزان را در مدارس گرفته است.

وي گفت: هنوز در بسياري از مدارس كشور، آزمايشگاهي وجود ندارد و اين خود گواهي بر اين مدعا است.

يزدانيان، نيز دوران كودكي و پيش از دبيرستان خود را دوران ضعف درسي و تحصيلي توصيف كرد و اظهار داشت: در دوران پيش از دبيرستان درس‌هايم بسيار ضعيف بود، اما از زماني كه دريافتم راهي جز درس خواندن و تحصيل مرا به اهدافم نزديك نمي‌سازد، تصميم به تلاش و درس خواندن گرفتم و از همان زمان كارنامه موفق درسي و تحصيلي من رقم خورد.

وي گفت: با شروع درس خواندن و تحصيل مجدانه خويش، استعدادهايم را درنظر گرفتم و براساس آن، كشش و علاقه‌اي كه از همان دوران و شايد پيش از آن نيز در وجودم نهفته بود، اين رشته را برگزيدم و در آن ادامه تحصيل دادم.

دارنده رتبه ششم كنكور سراسري تجربي، با تأكيد بر نقش اثرگذار و مهم خانواده در انتخاب رشته و موفقيت‌ها و يا شكست‌هاي دانش‌آموزان در اين انتخاب گفت: بي‌شك خانواده اثرگذارترين عامل بر اين انتخاب است، اما خانواده‌ها بايد سعي كنند تا دانش‌آموز در فضايي باز و بدون جهت‌دهي و براساس توانايي‌ها و استعدادهاي خويش راه ادامه تحصيل خود را انتخاب كرده و بكوشند تا كمتر در اين تصميم مهم دخالتي داشته باشند.

يزدانيان ادامه داد: اگر چه كنكور يك رقابت عادلانه نيست، اما در شرايط كنوني راهي بهتر و مناسب‌تر از آن وجود ندارد.

دارنده رتبه ششم كنكور تجربي تصريح كرد: چون در شرايط موجود جامعه، اينگونه تثبيت شده كه يا كنكور و يا ديگر هيچ، اين رقابت حساس بسيار استرس‌زاست و طولاني شدن اين دوره اضطراب، موجب آسيب به افراد خواهد شد.

يزدانيان همچنين با مثبت خواندن وجود كلاس‌هاي كنكور در موسسات آموزشي تأكيد كرد: وجود اين موسسات و كلاس‌ها، قطعا بي‌تاثير نيست، اما نبايد روند كار آنان تجاري و تبليغاتي باشد.

وي افزود: در برخي موارد ديده مي‌شود كه تعداد نفرات شركت كننده در اين كلاس‌ها كه بعضا با شهريه‌هاي نجومي و گزاف به 100 نفر نيز مي‌رسد، عدم كيفيت آموزشي اين كلاس‌ها را نشان مي‌دهد.

وي تصريح كرد: وجود اينگونه كلاس‌‌ها كه ابتدايي‌ترين استانداردهاي آموزشي يك كلاس را ندارند، نشان‌دهنده تبليغاتي بودن كار اين موسسات است، اما به طور كلي وجود موسسات مناسب و استاندارد براي افراد ضعيف، اثرگذار و مفيد است.

يزدانيان بيان داشت: مقوله خروج نخبگان از كشور به حس ميهن‌دوستي و وطن‌پرستي آنان بستگي دارد و متاسفانه به خاطر عدم تقويت اين احساس مثبت در دوران كودكي، بسياري از اين افراد پس از خروج از كشور و اتمام دوره تحصيل خود ديگر به ميهن خويش باز نخواهند گشت.

دارنده رتبه ششم كنكور سراسري تجربي اظهار داشت: معتقدم كه سيستم آموزشي كشور يك سيستم نخبه‌پرور نخبه‌كش است.

وي افزود: در پروراندن نخبگان در كشور استعدادهاي خوبي وجود دارد، اما در حفظ، نگهداري و پاسداشت آنان نخبه‌كش و استعدادكش هستيم.

يزدانيان گفت: تنوع آموزشي و راه‌هاي آموزش در كشور بسيار محدود است و اين يكي از عمده‌ترين مشكلات آموزش و پرورش ماست.

كسري افضلي نيز علت انتخاب رشته تجربي و علوم زيستي را به عنوان يك راه براي ادامه تحصيل خود، وجود چهره‌هاي موفق اين رشته در خانواده خود دانست و گفت: پدر و مادرم هر دو پزشك بودند و وجود و موفقيت‌هاي آنان و همچنين وجود اين فضا در خانواده، باعث آشنايي من با اين رشته شد و با تحقيق و جستجو، اين رشته را براساس علاقه و نتايج پرس و جوهايم انتخاب كردم.

وي افزود: اگر چه خانواده در انتخاب رشته و هدايت تحصيلي افراد بسيار موثر و اثرگذار هستند، اما هيچگاه از سوي خانواده مجبور به اجراي كاري نبودم و رشته تحصيلي‌ام را با انتخاب خود برگزيدم.

افضلي گفت: نخبگان، خود را مديون سيستم آموزشي كشور نمي‌دانند و به همين دليل است كه اين افراد، به راحتي پس از مشاهده ناملايمات، كشور را ترك كرده و به خارج از كشور مي‌روند.

وي همچنين افزود: گاهي اوقات نيز برخي تصميم مي‌گيرند كه در كشور بمانند، حتي در مناطق محروم و دور افتاده به خدمت مشغول شوند، اما كسي قدر تلاش و زحمات آنان را نمي‌داند.

افضلي اظهار داشت: مسئولان بايد بكوشند تا دانش‌آموزان را نخبه و نمونه تربيت كنند و زماني كه استعدادهاي آنان شكوفا و وارد جرگه نخبگان كشور شدند، سيستم آموزشي و مسئولان مربوطه بايد قدر آنان را دانسته و از آنان حمايت كنند.

وي به كسب مدال طلاي المپياد كشوري زيست‌شناسي در سال گذشته و كسب مدال نقره المپياد جهاني زيست‌شناسي در كشور هندوستان اشاره كرد و گفت: اغلب مدال‌هاي طلا به كشورهاي آمريكا و آسياي شرقي تعلق گرفت و در ميان 55 كشور شركت‌كننده در اين المپياد جهاني، ايران رتبه دوم و مدال نقره اين المپياد را كسب و در صدر جدول المپياد قرار گرفت.

افضلي ادامه داد: اگرچه در اين المپياد در قالب يك ايراني موفق به كسب مدال نقره شدم، اما اين اشتباه است كه بگوييم، وضعيت علمي كشور ما به سطحي رسيده كه در ميان 55 كشور شركت كننده در اين المپياد در سطح دوم و مدال نقره هستيم، چرا كه واقعا اينگونه نيست.

وي افزود: اگرچه رتبه دوم اين المپياد از آن ايران شد، اما اين نتيجه حاصل تلاش و زحمات خود افراد بوده و ملاكي براي وضعيت علمي حاضر در كشور نيست.

برنده مدال نقره المپياد جهاني زيست‌شناسي، در پاسخ به سئوالي مبني بر تفاوت‌هاي ميان المپياد و كنكور گفت: كنكور و درس خواندن براي آن، يك روند مشخص و معيني است كه اغلب برنامه‌ريزي شده و مدون است، اما المپياد معمولاً چنين نيست.

وي بيان داشت: وجود كتاب‌هاي مشخص، مباحث درسي معين، برنامه‌هاي درسي مدون و به طور كلي وجود يك روند مشخص و ثابت در كنكور، اين رقابت را نسبت به المپياد قابل اعتمادتر ساخته و مي‌توان گفت، كنكور و پذيرش و قبولي در آن، بسيار مطمئن‌تر از المپياد است، چرا كه ديده مي‌شود، افراد شركت كننده در المپيادها با تكيه بر مباحث درسي معيني به طور تخصصي روي آن وقت مي‌گذارند و برنامه‌ريزي مي‌كنند، اما در يك المپياد، دقيقا از مباحثي كه آنان كمتر مطالعه كردند، سئوالاتي مطرح مي‌شود و اين موجب تفاوت عمده‌اي در ميان المپياد و كنكور به عنوان دو عرصه رقابت براي حضور در دانشگاه شده ‌است.

افضلي همچنين با انتقاد از نبود كلاس‌هاي آموزشي المپياد در مدارس مختلف و سيستم آموزشي كشور گفت: نبود كلاس‌هاي مخصوص المپيادي‌ها از جمله عواملي است كه المپياد را يك رقابت دشوار و آمادگي براي آن را امري مشكل ساخته‌ است.

افضلي اضافه كرد: هدف از آموزش در سيستم آموزش و پرورش مشخص نيست و دانش‌آموزان، اغلب بايد با وجود استعدادها و توانايي‌هاي خود، دروس واحد و يكساني بخوانند و به همين دليل است كه در جايگاه مخصوص خود مشغول به كار يا تحصيل نيستند و اين از مهم‌ترين مشكلات سيستم آموزشي كشور است.






سرانه ورزش دانش‌آموزي يك هزار تومان است


خبرگزاري فارس: مديركل تربيت‌بدني وزارت آموزش و پرورش گفت: در حال حاضر سرانه ورزش دانش‌آموزي به ازاي هر دانش‌آموز يك هزار تومان است.


‌غلامرضا كمانه در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: سرانه ورزش دانش‌آموزي كم است و اين ميزان حداقل بايد 3 برابر شود تا بتوانيم براي رشد ورزش دانش‌آموزي فعاليت مثمرثمر داشته باشيم.

وي در خصوص سرانه فضاي ورزشي دانش‌آموزي گفت: در حال حاضر سرانه فضاي ورزشي دانش‌آموزي 18 صدم متر است كه شامل 6 صدم درصد فضاي سرپوشيده و 12 صدم درصد فضاي روباز است.

كمانه سرانه مطلوب فضاي ورزش دانش‌آموزي را يك متر ذكر كرد و اظهار داشت: وضعيت سرانه فضاي ورزش دانش‌آموزي براي دختران و پسران دانش‌آموز يكي است.






۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

حداد عادل: معلمان را دست کم نگیریم


يک شنبه، 12 آذر 1385 شریف نیوز
رئیس مجلس شورای اسلامی بیان اینکه همه چیز در گرو بودجه نیست، گفت: پیشرفت به عشق، دلسوزی، باور و ایمان احتیاج دارد و برای تحقق آن لازم است که انسانها بدانند از وسایل دور ریختگی هم می‏توان وسایل علمی ساخت.


به گزارش مهر، غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز در همایش نقش دبیران پایه در تولید و توسعه علم که با حضور پروانه مافی، فرماندار شمیرانات و برخی دیگر ازمسئولان آموزش و پرورش و معلمان منطقه یک در اردوگاه شهید باهنر برگزار شد، طی سخنانی به تبیین وتشریح موضوع مذکورپرداخت.
وی ضمن تبریک سالروز ولادت امام رضا(ع) یکی از ویژگی‌ها‌ی آن حضرت را علم ایشان دانست و اظهارداشت: در دنیای امروز کشوری که عقب مانده باشد وقت ماندگاری نخواهد داشت و لذا کشورها یا باید از نظر علمی پیشرفته باشد و یا از صحنه رقابت حذف شوند و این تفاوت دنیای امروز با هزاران سال قبل است.
حداد عادل با بیان اینکه علم امروز معطوف به قدرت و ثروت است، خاطرنشان کرد: علوم قدیم بیشتر برای کامل کردن نقص‌ها‌ بودند. وی ادامه داد: برخی از مردم و حتی متفکران معتقدند باید به سبک قدیم زندگی کنیم و بدبختی‌ها‌ی امروز بشر را ناشی از پیشرفت صنعت و دانش می‏دانند در حالی که موضوع ضرورت دفاع از کشور، ما را از این تفکر منصرف می‏کند.
رئیس مجلس اظهار داشت: امروز در جمهوری اسلامی مصمم هستیم این کشور را از نظر علمی و صنعتی به پیش ببریم و در چشم انداز 20 ساله بر آنیم که ایران را در مدت 20 سال از نظر علمی و صنعتی در منطقه در درجه اول امنیت قرار دهیم و اگر دقت کنید رهبر انقلاب نیزدردیداری که هرماه با متخصصان و معلمان انجام می‏شود، اهمیت علم درپیشرفت صنعت و تکنولوژی را خاطرنشان می‏کنند.
وی گفت: در حال حاضر 7 رشته علمی مانند فن آوری اطلاعات، دانش هسته ای، ریزفناوری به معنای نانوتکنوژی، ژنتیک، زیست فناوری و بیوتکنولوژی و یکی دو رشته دیگر را برای سرمایه گذاری بیشتر انتخاب کرده ایم چرا که رشد این رشته‌ها‌ در چند سال آینده جهان را متحول خواهد کردو سیاستگذاری‌ها‌ی کلان کشور نیز بر اساس این علوم طراحی می‏شود.
رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نیروی انسانی تربیت شده برای پیشرفت علم حرف اول را می‏زند، تصریح کرد: مهم تر از همه، وجود افرادی است که تفکر علمی، روش علمی و کار علمی را بدانند و این همان چیزی است که به شما معلمان مربوط می‏شود و پایه آن در مدارس گذاشته می‏شود و اگر کار خود را درست انجام ندهید همه قوانین و سیاست گذاری‌ها‌ هم که فراهم باشد کار به نتیجه مطلوب خود نخواهد رسید.
حداد عادل خاطرنشان کرد: باید از قبل از دبستان فکر کردن را به دانش آموزان یاد داد چرا که دیگر در دانشگاه دیر است و قوه تفکردر دانش آموزان باید تقویت شود.وی درتوضیح اینکه چرا همیشه مردم از یکدیگر می‏پرسند علت عدم پیشرفت ما و پیشرفت کشورهای دیگرچیست گفت: عقلای فلسفه می‏گویند اگرافراد را به گونه ای تربیت کنید که قادر به انجام کارهای علمی باشند همان اتفاق‌ها‌یی که در خارج از ایران می‏افتد در ایران هم خواهد افتاد و این یک معجزه نیست لذا ریشه این پیشرفت‌ها‌ در آموزش و پرورش یافت می‏شود و آنان دریافتند که باید شیوه‌ها‌ی آموزشی خود را تقویت کنند.
رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات اخیر در کشورمان اظهار داشت: این تحولات نشانه جدی گرفتن مسائلی است که توضیح دادم. به عنوان مثال انرژی هسته ای با کوشش جوانان ما و آموختن درست علم بدست آمده است.
وی ادامه داد در بازدید که از نطنز داشتم دانشمندان جوانی را دیدم که عمرشان به زحمت به 30 سال می‏رسید و من حتی باورم نمی‏شد که کشور ما به این پیشرفت‌ها‌ دست یافته باشد و حتی بازرسان آژانس وقتی جوانان دانشمند ما را دید گفتند پس دانشمندان شما کجا هستند؟! و ما پاسخ دادیم همین جوانان دانشمندان ما هستند ولی آنان باورشان نمی‏شد و فکر می‏کردند ما دانشمندان خود را پنهان کرده ایم.
حداد عادل گوسفند شبیه سازی شده رویانا را نیز نشان دهنده پیشرفت علمی در سلولهای بنیادین دانست و افزود: ما جز ده کشور اول جهان در دستیابی به این دانش هستیم.
رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص درخواست‌ها‌یی که معلمان مانند تصویب قانونی که به موجب آن امکان ارتقاء علمی و تحصیلات تکمیلی دبیران آموزش و پرورش تسهیل شود گفت: اگر خلاء قانونی در این خصوص احساس می‏کنید این موضوع را تدوین کنید و من آن را با کمیسیون آموزش و تحقیقات در مجلس در میان خواهم گذاشت ولی فکر نمی‏کنم در این باره خلائی وجود داشته باشد چرا که آموزش ضمن خدمت را در قانون داریم و شما به راحتی می‏توانید به ادامه تحصیلات بپردازید.
وی از معلمان حاضر در این همایش پرسید اگر فوق لیسانس بگیرد قصد رفتن از آموزش و پرورش را نمی‏کنید؟ که معلمان حاضر خندیدند.
رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اگر تفاوت زیاد و فاحش بین حقوق آموزش و پرورشی‌ها‌ و دانشگاهی‌ها‌ نبود اعتراف می‏کنم این گونه نمی‏شد لذا باید ریشه مشکلات را بشناسیم و درخواست برای ادامه تحصیلات نیز حق شماست و باید فکرتان دائما نوسازی شود و همه این امور وابسته به مدرک نیست.
حداد عادل گفت: در آموزش و پرورش تخصص تعلیمی و تربیتی با پایه تخصصی نسبت عکس دارد و معلم کلاس اول باید بالاترین تخصص را داشته باشد و نباید معلمان را دست کم بگیریم.
وی در خصوص درخواست دیگر معلمان در خصوص تخصیص ساعاتی به معلمان برای پژوهش گفت: این ساعت‌ها‌ اکنون نیز در اختیار شما قرار دارد و هنگامی که به شما می‏گویند به جای 40 ساعت کار 22 کار کنید برای این است که از فرصت‌ها‌ی مطالعاتی خود استفاده کنید.
رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص فرصتهای مطالعاتی برای دبیران آموزش و پرورش که معلمان درخواست کرده بودند گفت: این درخواست به معنی این است که ما هر ساله عده ای را به خارج بفرستیم.
حداد عادل در خصوص درخواست دیگر معلمان درباره تسریع اجرای مصوبه نظام هماهنگ آموزشی، اداری و مالی خاطرنشان کرد: ما مرتبا این موضوع را دنبال می‏کنیم و حتی امروز هم بحث آن در مجلس بود و امیدواریم بخشی از آن را تامین کنیم.
وی در ادامه با اشاره به انتخابات 24 آذر گفت: این یک فرصت برای ملت است که هوشمندی خود را بار دیگر نشان دهند و به همگان بگویند که قدر آزادیشان را می‏دانند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در خاتمه تصریح کرد: اساس این است که این انقلاب و جمهوری اسلامی زنده و پایدار و برقرار باشد و این اشکالات هم به تدریج حل خواهد شد.
گفتنی است در ابتدای این مراسم فرماندار شمیرانات نیز به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: التزام به ملتی که امور خود به دست معتمدین سپرده اند مسئولیتی عظیم و خطیر است.




13درصد دانش‌آموزان در خطر اعتیاد


شریف نیوز
شنبه، 27 خرداد 1385 -
كارشناس ارشد اداره آموزش مركز مبارزه با مواد مخدر ناجا گفت: بر اساس آمارهای موجود 7/13 درصد دانش‌آموزان در معرض خطر اعتیاد قرار دارند، لذا برای جلوگیری از حاد شدن این وضعیت باید ارگانهای مختلف ازجمله رسانه‌ها، صدا و سیما، سازمان بهزیستی و نیروی انتظامی همكاری مناسبی داشته باشند.


سرهنگ علی سماواتی در حاشیه همایش اعتیاد مدرن در گفت‌وگو با ایسنا، واحد علوم پزشكی تهران افرود: وظیفه ناجا در بحث مبارزه با مواد مخدر، مقابله با ورود، ترانزیت، تهیه، توزیع و مصرف مواد مخدر است، بطوری که در زمینه مبارزه با ورود مواد مخدر نیروی انتظامی بیش از 3500 شهید داده و در مبارزه با قاچاق نیز اقدامات عملیاتی بسیاری را به صورت مستمر انجام داده است.

وی گفت: تصویب قانون مبارزه با مواد مخدر از 19 خرداد 1359 وظیفه مبارزه با مواد مخدر را بر عهده نیروی انتظامی گذاشته است، به نحوی كه در سال 1384 بیش از 300 تن كشفیات از انواع مواد مخدر داشتیم.

سرهنگ سماواتی گفت: اكنون بعد از 26 سال مبارزه به این نتیجه رسیده‌ایم كه تنها مقابله فیزیكی كافی نیست و باید كار فرهنگی نیز انجام شود و چون بحث كاهش تقاضا وظیفه اصلی ناجا نیست، نیروهای ما به صورت مدعو در جلسات شركت می‌كنند و از سال 1379 به طور مستمر در برنامه‌های آموزشی مختلف برای قشر آسیب‌پذیر (جوانان و نوجوانان) حضور داریم.

كارشناس ارشد اداره آموزش ناجا گفت: نیروی انتظامی از سال 79 با حضور در مدارس و اجتماعات كار اطلاع‌رسانی را به عهده گرفته است به نحوی كه در سال 1384 ما بیش از 2 میلیون نفر را با حضور در مجامع، ارگانها و حتی مراكز غیردولتی تحت پوشش و آموزش قرار دادیم.

همچنین سعی شده با استفاده از تبلیغات و انیمیشن‌ها مباحث مختلفی را از طریق صدا و سیما آموزش دهیم. از جمله این همكاری‌ها‌ جلسه مشترك ناجا با رابطین بهداشت بهزیستی است و مباحث درسی ما در این جلسه در خصوص شناخت مواد و تأثیر آن بر ارگانیسم بدن است و قصد داریم از طریق این جلسات بحث آموزش را به جامعه تسری دهیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: بر اساس آمارهای موجود تقریبا 2 میلیون معتاد در كشور وجود دارد كه از این میزان حدود 800 هزار نفر از آنها معتاد تفننی هستند. کشورهای دنیا هنوز نتوانسته‌اند سیستمی را ایجاد كنند كه بتواند موجب ترك اعتیاد شود چراكه راههای مختلفی كه امروزه وجود دارد تنها قطع اعتیاد است و نه ترك آن و اعتقاد ما بر این است كه در این زمینه نیز پیشگیری بهتر از درمان است. چنانچه بخواهیم به این موضوع اهمیت ندهیم متأسفانه در معرض خطر بزرگی هستیم كه می‌تواند كشور را به چالشی بزرگ بكشاند.


آمار تاسف برانگیز بیسوادی در کشور


تاريخ: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ -سایت فردا

فارس: معاون آموزشي نهضت سوادآموزي كشور گفت: 28 ميليون نفر از جمعيت كشور بي سوادند كه براي زدودن محروميت بي سوادي از چهره اين طيف وسيع نياز به بستر سازي در سنين پايه دارد.


علي ابراهيميان با اشاره به اينكه معيار باسواد بودن فقط خواندن و نوشتن نيست اظهار داشت: آمار باسوادي بايد تعريف عملياتي داشته باشد و اين از وظايف آموزش و پرورش است.

وي تصريح كرد: بايد به اهداف و آرمان‌هاي نهضت سوادآموزي نگاه هوشمندانه داشته باشيم و آمارهاي غير واقعي را ملاك سنجش فعاليت‌هاي آن قرار ندهيم.

معاون آموزشي نهضت سوادآموزي كشور افزود: تمام كساني كه در راستاي اجرايي كردن برنامه‌هاي اولويت دار سوادآموزي فعاليت مي‌كنند، مصصم هستند تا پايان برنامه چهارم توسعه، ميزان باسوادي به حد نصاب 6/96 درصد در رده سني 10 تا 29 سال، محقق شود.

ابراهيميان نهضت سوادآموزي در شهرستان‌ها را همانند جزيره‌اي به دور از آموزش و پرورش دانست و گفت: آموزش و پرورش بر عملكرد نهضت سوادآموزي نقش اصلي را دارد و بايد براي كاهش آسيب پذيري و افزايش بازدهي، با تعامل و همكاري بيشتر اين جزاير را به زنجيرهاي محكمي تبديل كرد.

وي با تأكيد بر اينكه، نگاه به نهضت سوادآموزي در كشور بايد يك نگاه طولي و جرياني باشد افزود: در اين راستا بايد ذهنيت ها اصلاح شود تا آموزش ياران همانند پزشكان سيار، با دلگرمي بيشتر گروه‌هاي هدف را زير پوشش و فعاليت هاي خود قرار دهند.

ابراهيميان توسعه ذهني و ايجاد نشاط و شكوفايي را از اولويت برنامه‌هاي نهضت سوادآموزي ذكر كرد و گفت: آموزش رفتارهاي اجتماعي در كلاس‌هاي نهضت سوادآموزي از افتخارات اين سازمان است و ايجاد نشاط و شكوفايي تأثيرات شگرفي در تقويت بنيه فرهنگي كشور خواهد داشت.

معاون آموزشي نهضت سوادآموزي كشور در پايان خاطر نشان كرد: نهضت سوادآموزي استان كردستان با جديت و تلاش توانسته اين استان محروم را از لحاظ رشد سواد به جايگاه مطلوبي برساند و قطعاً در آينده مي‌توانند حقوق فرهنگي خود را به نحو شايسته‌اي به دست آورند.

آموزش براى همه


تاريخ و زمان ورود خبر : 11:43:26 - 7/3/85
سایت امروز

 شرق-محمدعلى نجفى :ماده۲۶


۱- هركس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودى كه مربوط به تعليمات ابتدايى و اساسى است بايد مجانى باشد. آموزش ابتدايى اجبارى است. آموزش حرفه اى بايد عموميت پيدا كند و آموزش عالى بايد با شرايط تساوى كامل، به روى همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند شوند.

۲- آموزش و پرورش بايد به طورى هدايت شود كه شخصيت انسانى هركس را به حد اكمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادى هاى بشرى را تقويت كند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستى بين تمام ملل و جمعيت هاى نژادى يا مذهبى و همچنين توسعه فعاليت هاى ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد.

۳- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.



در ميان موضوعاتى كه از آغاز آفرينش انسان ذهن بشر را به خود مشغول داشته اند تعليم و تربيت از جايگاهى ممتاز برخوردار است و شايد بتوان گفت كه اين مقوله بيش از هر مبحث ديگرى مورد بحث و فحص قرار گرفته و در آموزه هاى دينى، فلسفى و علمى بدان پرداخته شده است. كانت فيلسوف بزرگ آلمانى كه در شكل بخشيدن به تفكر منطقى دنياى غرب سهمى درخور داشته است، در رساله نسبتاً كوتاهى كه در باب تعليم و تربيت نوشت، به درستى ادعا كرد كه: «در بين ابداعات بشر دو مورد از بقيه مشكل ترند: اول هنر مملكت دارى و حكومت و دوم هنر تعليم و تربيت و مردم هنوز درباره معناى واقعى اين دو اختلاف دارند.» وى معتقد بود كه: «تعليم و تربيت است كه آدمى را از اين كه تحت تاثير كشش هاى حيوانى خويش از هدف غايى اش كه انسانيت است منحرف شود، بازمى دارد و آدمى چيزى جز آنچه تربيت از او مى سازد نيست.» ۱۴۲ سال پس از كانت و در هنگام تدوين اعلاميه جهانى حقوق بشر، نويسندگان اعلاميه، آموزش را به عنوان يكى از سى ماده اى كه خواستار اجماع جهانى در مورد آنها بودند مورد توجه قرار دادند و اعلام نمودند كه «هدف آموزش رشد كامل شخصيت انسانى، تقويت احترام به حقوق بشر و آزادى هاى بنيادين است.»

نكته مهم درباره ماده ۲۶ اعلاميه كه به آموزش توجه دارد اين است كه در واقع اجراى اين ماده پيش نياز اجراى درست ساير مواد است زيرا لازمه بهره مندى از حقوق احصا شده در اعلاميه، آگاهى عمومى نسبت به اين حقوق و داشتن درك و دريافت درست از آنها است و اين امر ميسر نمى شود مگر از طريق آموزش كه گام اول آن سوادآموزى است. بنابراين اين ماده علاوه بر ارزش و اهميت ذاتى و موضوعى آن، واجد نوعى «طريقيت» براى تحقق اهداف اعلاميه جهانى حقوق بشر است. از سقراط تا كانت و از عصر كانت تا به امروز، بخش عظيمى از تراوشات فكرى انديشمندان و نخبگان صرف بررسى و تحليل ابعاد مختلف آموزش و پرورش گشته و همواره باب گفت وگو و مطالعه و تحقيق در خصوص مباحث پيچيده و گسترده آن مفتوح بوده است و اين تعامل ذهنى و تعاطى افكار در بسيارى از مواقع منجر به برپايى امواج عظيمى از اصلاحات آموزشى در سراسر دنيا شده است و موجب پيدايش برنامه ها، استانداردها و ابزارهاى بسيارى گشته و جوامع بشرى را در حركت به سوى تكامل و تعالى مدد رسانده است به خصوص در دو دهه آخر قرن گذشته، تكاپو براى توسعه و تعميق برنامه ها، روش ها، نظامات و نهادهاى آموزشى در سطح بين المللى ابعاد وسيع ترى يافت و در سال ۱۹۹۰ كنفرانس بزرگى به همت چندين سازمان بين المللى (يونسكو، يونيسف، صندوق جمعيت سازمان ملل، بانك جهانى و برنامه عمران ملل متحد) با هدف گسترش سوادآموزى در جهان و افزايش فرصت هاى يادگيرى براى همگان و بهبود كيفيت فعاليت هاى مربوط به فرآيند ياددهى - يادگيرى در تايلند (جامتين) تشكيل شد. اين كنفرانس كه تحت عنوان «آموزش براى همه» توانست تعدادى از سران كشورها و جمع كثيرى از وزراى آموزش و پرورش را گرد هم آورد، نهايتاً با صدور قطعنامه اى از همه كشورها خواست تا برنامه هاى مشخصى را براى توسعه آموزش و پرورش و بهبود كيفيت آن تنظيم نموده و به اجرا گذارند. ده سال بعد، در سال ،۲۰۰۰ مجدداً اجلاس جهانى آموزش براى همه و اين بار در سنگال (داكار) تشكيل شد و سران كشورها و وزراى آموزش و پرورش متعهد شدند كه با بسيج تمامى توان خود، راه دستيابى به اهداف اعلاميه جهانى آموزش براى همه را هموار سازند و تا سال ۲۰۱۵ مفاد آن را در كشورهاى خود جامه عمل بپوشانند.

بيانيه «آموزش براى همه» در چندين اجلاس ديگر نيز مورد تاكيد واقع شد، از جمله در سال ۲۰۰۵ وزراى آموزش و پرورش كشورهاى عضو يونسكو طى اعلاميه اى با تاكيد بر اين نكته كه آموزش حق اساسى هر فرد مى باشد، عزم خود را براى اجراى چارچوب عمل تعيين شده در داكار اعلام داشتند و آموزش را به عنوان شرط اساسى توسعه اقتصادى _ اجتماعى عادلانه و پايدار معرفى كردند و ضرورت گسترش اصلاحات آموزشى در سطح جهانى و بين المللى را براى دستيابى به اهداف تامين امنيت، صلح و مردم سالارى يادآور شدند. در واقع كنفرانس جامتين و اجلاس داكار تلاش بين المللى براى اجراى كامل ماده ۲۶ اعلاميه جهانى بشر تلقى مى شود كه پس از آن در اكثر كشورهاى دنيا سازوكارها و سازمان هايى براى پيگيرى راهبردها و اجراى برنامه ها و سياست هاى توصيه شده تنظيم و تشكيل شده و روشن است كه با وجود فاصله زمانى ۵۲ ساله ميان تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر و بيانيه آموزش براى همه، سند اخير از محتواى علمى و كارشناسى قوى ترى برخوردار است و جامعيت و مقبوليت بيشترى دارد ولى در هرحال اين دو سند نشانه اى از استمرار تلاش هاى بين المللى براى تحقق اين حق بنيادى ابناى بشر به شمار مى آيد. در وزارت آموزش و پرورش ايران نيز دفترى براى هماهنگى و نظارت بر فعاليت هاى مرتبط با برنامه آموزش براى همه تاسيس شده و اقداماتى را پى گرفته است كه در جاى خود قابل توجه و ارزيابى است و اين مجال را فرصت پرداختن به آن نيست اما در اينجا مى توان اشاره اى كوتاه به آنچه در ماده ۲۶ اعلاميه ۱۹۴۸ آمده است و نيز وضعيت كشورمان در ارتباط با هر يك از نكات ماده مذكور داشت. در واقع پيام ماده ۲۶ در چند نكته زير خلاصه مى شود.

۱- اعلام بهره مندى از آموزش به عنوان يك حق همگانى.

۲- ضرورت رايگان بودن آموزش دست كم در مراحل ابتدايى.

۳- اجبارى بودن آموزش در دوره ابتدايى.

۴- ضرورت دسترسى عموم مردم به آموزش فنى و حرفه اى.

۵- ضرورت دسترسى به آموزش عالى براساس لياقت افراد.

۶- تعيين سه موضوع رشد كامل شخصيت انسانى، تقويت احترام به حقوق بشر و آزادى هاى بنيادين به عنوان هدف آموزش.

۷- توجه به مفاهيمى مانند تفاهم، مدارا، دوستى ميان ملت ها و گردهمايى نژادى مذهبى در محتواى آموزش.

۸- قبول اولويت براى پدران و مادران در انتخاب نوع آموزش فرزندان خويش.

با نگاهى اجمالى به هر يك از مباحث فوق مى توان دريافت كه جمهورى اسلامى ايران در تحقق بندهاى ۱ ، ۲ و ۳ در مجموع موفقيت هاى چشمگيرى داشته است. (صرف نظر از كيفيت آموزش و اينكه سازوكارهاى عملى براى اجراى قانون اجبارى بودن آموزش عمومى طراحى نشده است.) در مورد بندهاى ۴ و ۵ به رغم وجود برخى نارسايى ها، به طور نسبى كشور ما جزء كشورهاى موفق در اين زمينه محسوب مى شود.

اما تحقق موارد ۶ و ۷ كه بيشتر متوجه اهداف، محتوا و كيفيت آموزش ها مى شود و على الاصول بايد در برنامه هاى درسى و فرآيند آموزشى تعقيب گردد، محل تامل و جاى بحث فراوان باقى مى گذارد كه پرداختن بدان مستلزم بحثى مستوفى و مبتنى بر مطالعات و تحقيقات انجام شده در سال هاى اخير است.

در مورد هدف بند ۸ نيز بايد گفت كه منظور نويسندگان بيانيه قبول حق انتخاب براى اولياى دانش آموزان در انتخاب نوع مدرسه و سيستم هاى متفاوت آموزشى براى تحصيل فرزندان شان است كه مى توان گفت در كشور ما زمينه هاى كافى براى چنين انتخابى وجود ندارد.

در مورد شرايط ديگر كشورها در اين خصوص بايد اشاره داشت كه وضعيت در كشورهاى مختلف كاملاً متفاوت است. بعضى كشورها سال ها است كه اهداف ماده ۲۶ اعلاميه جهانى حقوق بشر را به طور كامل محقق ساخته اند و اكنون هم خود را بر بهبود كيفيت و محتواى برنامه هاى تعليم و تربيت متمركز ساخته اند و در مقابل برخى از كشورها هنوز در فراهم آوردن امكانات و ابزارهاى لازم براى اجراى برنامه هاى حداقلى در بخش آموزش و پرورش با مشكلات جدى مواجهند و بخش بزرگى از جمعيت آنها از حق برخوردارى از آموزش بى بهره اند.

اما اين كه آيا جامعه جهانى توانايى دستيابى به اهداف سند آموزش براى همه و تحقق ماده ۲۶ اعلاميه جهانى حقوق بشر را تا سال ۲۰۱۵ خواهد داشت يا خير، سئوال جالبى است كه بايد براى دريافت پاسخ آن ۹ سال ديگر صبر كرد.






نارضایتی جوانان از آموزه‌های دینی مدارس


سایت فردا
تاريخ: ۰۲ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۳
تأکید بر آموزش و بی‌توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در مدارس یکی از عوامل آسیب زا در تربیت و پرورش دینی است. واقعیت این است که 59 درصد از جوانان، نارضایتی خویش را از آموزه های مدارس به شکل های مختلف بیان می کنند.


مهر : حجت الاسلام شریف زاده در همایش بررسی آسیب شناسی تربیت دینی با اشاره به اینکه سخن گفتن از تعلیم و تربیت و آداب و شرایط آن از دشوارترین، پیچیده ترین و مهمترین امور در حوزه زندگی انسان است، یادآور شد: واقعیت این است که 59 درصد از جوانان، نارضایتی خود را از آموزه های مدارس به شکلهای مختلف بیان می کنند.

بنا بر این گزارش اولین همایش بررسی آسیب شناسی تربیت دینی در مدارس با حضور کارشناسان سازمان آموزش و پرورش و پژوهشگران دینی عصر روز چهارشنبه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

حجت الاسلام بهمن شریف زاده، دبیر همایش بررسی آسیب شناسی تربیت دینی در مدارس و سردبیر فصلنامه کتاب نقد گفت: این همایش در پی استقبال مدیران و دبیران مراکز مختلف آموزش و پرورش از انتشار شماره 42 فصلنامه انتقادی، فکری و فرهنگی کتاب نقد به موضوع آسیب شناسی تربیت دینی می‌پردازد.

وی افزود: این نشریه در قالب مقالات علمی و پژوهشی به نقد و بررسی نحوه آموزش مباحث دینی در مدارس پرداخت و مورد توجه کارشناسان دینی و مدیران آموزش و پرورش قرار گرفت در این همایش نیز پژوهشگران دینی با حضور مدیران بخشهای دینی و قرآن آموزش و پرورش دبیران و آموزگاران به بررسی آسیب شناسی تربیت دینی در مدارس می‌پردازند.

حجت‌الاسلام شریف زاده تصریح کرد: همایش آسیب‌شناسی تربیت دینی در مدارس به بررسی محورهایی نظیر آموزش دین در فاصله پرورش دینی، ابزارها و روش های آسیب زا در تعلیم و تربیت بدنی دانش آموزان و آسیب شناسی تربیت اخلاقی اختصاص دارد و همچنین تربیت دینی، آسیبها و راههای درمان، آموزش و پرورش، بازکاوی چالشها و راه‌حل ها، بررسی روشهای آموزش دین از دیگر مباحثی هستند که در این نشست مورد توجه‌اند.

مدیر گروه عرفان پژوهشکده حکمت و دین پژوهی یادآور شد: پرورش نفوس انسانی، معارف و حقایق ارزنده دین از عوامل تربیتی دینی به شمار می روند.

حجت‌الاسلام شریف زاده گفت: سخن گفتن از تعلیم و تربیت و آداب و شرایط آن از دشوارترین، پیچیده‌ترین و مهمترین امور در حوزه زندگی انسان است. آنگاه که بخواهیم از تربیت نسل جوان کشور به حقایق دینی سخن بگوییم، این امر پیچیده‌تر و مهمتر نیز می‌شود.

وی خاطر نشان کرد: معارفی که از سوی خداوند بر بشر نازل شده‌اند از زبان برترین مربیان و والاترین معلمان هستی به انسان تعلیم داده شده است.

سردبیر فصلنامه انتقادی، فکری و فرهنگی کتاب نقد سخن گفتن از تعلیم و تربیت دینی را کاری بس دشوار و حساس دانست و تصریح کرد: هیچ کس جزء انبیا قادر و توانا بر تربیت بشر در این سطح عالی نبوده و نخواهد بود به همین دلیل خداوند اولیا و انبیاء را برای این امر مامور کرده است و دیگران پیروان دنباله رو ایشان هستند.

وی انبیا و اوصیای الهی را مربیان واقعی بشر خواند و اظهار داشت: دانشمندان وارثان انبیاء هستند و از آنجایی که وارث چیزی جز آنچه که برای او به ارث گذاشته شده است نمی برد پس عالمان از ارثی که انبیاء برای تربیت بشر به ارث گذاشتند، استفاده می کنند.

حجت الاسلام شریف زاده تربیتی دینی را محدود به مدراس ندانست و گفت: خانواده و جامعه نیز در تربیت دینی افراد نقش دارند و با توجه به هدفی که از تعلیم و تربیت معارف دینی تعقیب می شود می توان به شرط مهم دیگری رسید و آن این است که معلم دینی افزون بر آن باید اعتقادی راسخ به حقایق دینی داشته باشد.

در ادامه این نشست دکتر اکرم حسین زاده، کارشناس مسایل تربیتی به تبیین آسیب شناسی تربیت اخلاقی پرداخت و گفت: شش نهاد اساسی در شکل گیری شخصیت و هویت فرد موثر هستند که از این جمله می توان به اجتماع، خانواده، فرد، همسالان، مدرسه و مذهب اشاره کرد.

حسین زاده با اشاره به عوامل آسیب زا در زمینه تربیت دینی گفت: مجموعه پدیده هایی که بر روند تربیت اخلاقی تأثیر منفی گذارده و شکل گیری شخصیت و هویت فرد را به مقام انسان دچار تزلزل و انحراف می کند تا جایی که سلامت جامعه و رشد سالم و بالنده اجتماع نیز به مخاطره می افتد.

این کارشناس علوم تربیتی بر اهمیت تربیت اخلاقی در اسلام تأکید کرد و اظهار داشت: فطری بودن گرایشهای ارزشی در انسان از نگاه قرآن انسان را از تعلیم و تربیت بی نیاز نمی کند چرا که رشد استعدادهای اخلاقی به بهره مندی از پرورش گری رسولان الهی منوط است.

وی با نگاهی به عوامل آسیب‌زا در امر تربیت دینی آن را به شش بخش تقسیم کرد و گفت: تأکید بر آموزش و بی‌توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در مدارس یکی از عوامل آسیب زا در تربیت و پرورش دینی است. واقعیت این است که 59 درصد از جوانان، نارضایتی خویش را از آموزه های مدارس به شکل های مختلف بیان می کنند.

حسین زاده خشونت و سخت گیری، عدم پایبندی خانواده، ارزشهای اخلاقی، تعارض و تنوع اطلاع رسانه ای، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و دوستان ناباب را از دیگر عوامل آسیب زا در تربیت دینی دانست.


اسلامی کردن آموزش و پرورش و بحران هویت نسل جوان


آرمان مستوفی


با آغاز سال تحصيلی در ايران، محتوای برنامه ها و کتاب های درسی، و به ويژه جنبه های گوناگون آموزش مذهبی در مدارس این کشور، بار ديگر در محافل آموزشی و پژوهشی مورد بحث قرار می گيرد.

در همين زمينه، سعيد پيوندی، استاد جامعه شناسی در فرانسه، که نتيجه پژوهش هايش را در کتابی با عنوان «دين و آموزش در ايران» در پاريس منتشر شده است، در گفت وگو با راديو فردا می گوید که اسلامی کردن نظام آموزشی در ایران پیامدی مانند «بحران هویت نسل جدید» را به همراه داشته است. مشروح این مصاحبه را می توانید در ادامه بخوانید:

حکومت دينی ايران، از نخستين سالی که قدرت را در اختيار گرفت، کوشيد آموزش و پرورش را « اسلامی » کند. آيا پيش از انقلاب آموزش و پرورش ايران «لاييک»، به معنی حضور نداشتن دین در نظام آموزشی، بود؟

در ايران، پس از انقلاب مشروطيت، ما با نوعی آموزش لاييک مواجه بوديم منتها نه «لاييک » به معنای کشوری مانند فرانسه که در آن مذهی هيچ نقشی ندارد. بلکه دين و مذهب در يک درس عادی مطرح می شد و در بقيه دروس، مطالب دينی وجود نداشت يا بسيار کم بود.

به همين دليل می شود گفت که ما با نوعی آموزش « لاييک » يا « شبه لاييک » مواجه بوديم که در آن نوعی همزيستی بين آموزش مذهبی و آموزش لاييک و سکولار وجود داشت.

اين، از ويژگی های مهم نظام آموزشی ايران بود. من فکر ميکنم پيشگامان نظام آموزشی مدرن ايران از همان ابتداء، از زمان دارالفنون، به اين فکر افتاده بودند. اين همزيستی هميشه حفظ شده بود تا متعصبين مذهبی را تحريک نکند و با محافل مذهبی تنش به وجود نياورد.

آيا اسلامی کردن آموزش و پرورش در ايران با جمهوری اسلامی آغاز شد يا پيش از آن هم تلاش هايی در اين زمينه صورت گرفته بود؟

جوان های ما ميان هويت اسلامی، هويت ملی و هويت جهانی سرگردان هستند. کتاب های درسی به آنها اجازه نمی دهد که دارای يک هويت شفاف باشند. به اين دليل چندگانگی هويتی دارند و حتی دارای دوگانگی يا چندگانگی شخصيتی هستند

سعید پیوندی

در ايران از دهه ۱۹۶۰ (تقريباً ۱۳۴۰) مدارسی تأسيس شد، مانند «مدرسه کمال» يا «مدارس اسلامی» که در آن علاوه بر برنامه آموزش رسمی، يک آموزش مذهبی اضافی هم وجود داشت. اينها مدارسی بودند که بيشتر زير نظر هواداران «نهضت آزادی» يا زير نظر روحانيت قم اداره می شدند.

اين مدارس را می توان نخستين تجربه های شکل تازه اسلامی کردن آموزش و پرورش در ايران به شمار آورد. بخش بزرگی از کادرهای انقلاب و حتی کسانی که هم اکنون بر سر کار هستند، در اين مدارس تربيت شدند.

با اين توضيحی که شما می دهيد، منظور از اسلامی کردن سيستم آموزشی، تنها افزودن بر حجم درس های دينی نيست بلکه وارد کردن دين به همه مواد درسی است. هدف حکومت دينی ايران از اين اقدام چه بود و چگونه توانست اين کار را بکند؟

همين طور است. بسياری از مواد آموزشی، و حتی فعاليت های فوق برنامه، در ايران به شدت ايديولوژيک و اسلامی شدند. يعنی مطالب درسی در کتاب های مهمی مانند فارسی، تاريخ و اجتماعی که نقش مهمی در روند جامعه پذيری و معرفتی کودکان دارند، با يک ايديولوژی و با استفاده از يک عينک کاملاً مذهبی و اسلامی نوشته شدند.

تاريخ ايران با اين ديد نوشته شد. به مسائل ايران و جهان از اين ديد نگاه شد.

برای مثال، در نظام آموزشی ايران، در کتاب های درسی، جايگاه زن دقيقاً از اين ديد باز تعريف شد. و به همين دليل، در کتاب های درسی، ما با يک زن جامعه مدرن روبرو نيستيم. با زنی روبرو هستيم که يک موجود نيمه اجتماعی است.

درباره تاريخ ايران هم همينطور. در کتاب های درسی يک برداشت و قرائت مجددی از تاريخ ايران صورت گرفته که در آن، برای مثال، تاريخ ايران پيش از اسلام چندان مثبت نشان داده نمی شود. يعنی در کتاب های درسی ايران، در جهت ايديولوژی اسلامی و دينی، دستکاری های عمده ای صورت گرفته است.

هدف از اين دستکاری ها چه بود؟

هدف اصلی شان اين بود که انسان جديد اسلامی، متناسب با جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی را تربيت کنند، فرهنگ دينی را اعتلاء بخشند و جلوی نفوذ فرهنگ غرب را بگيرند.

آشکار است که اين هدف ها، هدف هايی ايديولوژيک و مذهبی هستند و با هدف هايی که يک نظام آموزشی عادی و لاييک در همه جهان می تواند داشته باشد، بسيار متفاوتند.

کودکان ايرانی آن تربيت و آموزش آزاد، انسانی، پرسشگر و علمی را به طور کامل دريافت نکرده اند. همين باعث می شود که جوان های ما امروز با يک بحران هويتی بسيار اساسی روبرو باشند

سعید پیوندی

در اجرای اين برنامه و برای رسيدن به اين هدف ها حکومت اسلامی ايران با چه موانعی روبرو شد، يا هست؟

مهمترين مانعی که جمهوری اسلامی با آن روبرو شد اين بود که قرائت دينی و ايديولوژيک از مسائل جهان با تحولاتی که جهان پشت سر می گذارد، با روند جهانی شدن و گسترش ارتباطات و تماسی که جوان های ايرانی امروز با اين فرهنگ جهانی دارند، کاملاً در تناقض بود. نمی شد دور ايران يک ديوار بزرگ، يک ديوار چين، کشيد و ارتباط ايران با همه جهان را قطع کرد.

جوان های ايرانی از راه های گوناگون با اين جهان در ارتباط بودند. اين تناقض جوان های ما را با يک نوع مشکل هويتی، با يک بحران هويت روبرو کرده و در حقيقت، مقاومت آنها را برانگيخته است.

مسئله ديگری که به نظر من بسيار مهم است، اين است که اين نوع برخورد مذهبی و ايديولوژيک با آموزش، اساساً با روح آموزش در تضاد است زيرا پايه علم و آموزش اين است که انسان پرسشگر و آزادانديش تربيت شود.

برخورد ايديولوژيک که بخواهد تنها يک تعريف، يک برداشت و يک نگاه را به کودکان تلقين کند، با اصل، ماهيت و گوهر آموزش در تضاد است. به همين سبب، می بينيد که نسل جوان، در اصلی ترين ارزش هايی که می خواهند به او منتقل کنند، با اينها همراه نمی شود.

شما در کتابتان نوشته ايد که تلاش برای اسلامی کردن آموزش در ايران شکست خورده است. اگر اين طور باشد، دانش آموزان ايرانی می توانند در نوعی برزخ قرار گرفتار باشند زيرا از يک سو، نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی نتوانسته است از آنها آن مسلمانانی را بسازد که انتظار داشت و از سوی ديگر، اين نسل، آموزش شايد بتوانيم بگوييم مدرن يا غربی را هم دريافت نکرده است. دانش آموزان ايرانی امروز در چه وضعيتی هستند؟

نظام آموزش و پرورش ايران همه تلاشش را کرد تا در آن چارچوبی که مي خواست اين کودکان را با فرهنگ و ارزش های اسلامی تربيت کند ولی تناقض هايی که گفتم سبب شد که نتواند موفق شود. رفتار جوان ها هم جلوه بيرونی اين شکست است. جوان ها بجای آن که با اين فرهنگ و اين ارزش ها همراه باشند، عملاً در مقابلش ايستاده اند. حتی دينداری جوان ها هم گاهی با دينداری مطلوب فرهنگ رسمی، نظام آموزشی و کتاب های درسی متفاوت است.

ولی همان طور که شما هم گفتيد، کودکان ايرانی آن تربيت و آموزش آزاد، انسانی، پرسشگر و علمی را هم به طور کامل دريافت نکرده اند. همين باعث می شود که جوان های ما امروز با يک بحران هويتی بسيار اساسی روبرو باشند.

يعنی جوان های ما ميان هويت اسلامی، هويت ملی و هويت جهانی سرگردان هستند. کتاب های درسی به آنها اجازه نمی دهد که دارای يک هويت شفاف باشند. به اين دليل چندگانگی هويتی دارند و حتی دارای دوگانگی يا چندگانگی شخصيتی هستند.

جوان های امروز بسياری کارها را در خانه می توانند انجام بدهند ولی در مدرسه نمی توانند. بايد دائم پنهانکاری کنند و دروغ بگويند. بايد به مذهبی بودن تظاهر کنند در حالی که بسياری از آنها اساساً مذهبی نيستند

سعید پیوندی

مثلاً بسياری کارها را در خانه می توانند انجام بدهند ولی در مدرسه نمی توانند. بايد دائم پنهانکاری کنند و دروغ بگويند. بايد به مذهبی بودن تظاهر کنند در حالی که بسياری از آنها اساساً مذهبی نيستند.

اينها همه باعث می شود که ما با يک نسلی روبرو باشيم که همه اين ناهنجاری های روانی و هويتی را دارد. در جوان های ايران نوعی تناقض شخصيتی و هويتی دائمی وجود دارد. اين مسائل در بسياری از محافل دانشگاهی هم دائماً مطرح می شوند.

آيا اسلامی کردن آموزش و پرورش تنها در ايران تجربه شده يا کشورهای اسلامی ديگر نيز در اين راه کوشش کرده اند؟

در دو کشور يمن و عربستان هم يک نظام آموزشی اسلامی تمام عيار وجود دارد. ولی مذهبی که آنها در مدارسشان ترويج می کنند، بيشتر يک مذهب سنتی و يک نگاه مذهبی به مسائل است و نه يک نگاه ايديولوژيک و سياسی. اين تفاوت مهمی است که بين اين نظام ها وجود دارد.

ولی کشورهای ديگر اسلامی نوعی از همزيستی بين نگاه مذهبی و نگاه سکولار و علمی به مسائل را پذيرفته اند. در آن کشورها مذهب گوشه ای از آموزش را در بر مي گيرد و نه همه آموزش را.

نتيجه کار عربستان و يمن چه بود؟ آيا آنها هم با همان تناقض آموزش و پرورش ايران روبرو شده اند؟

نظام آموزشی اين دوکشور باعث می شود که نسلی از جوان ها با تنفر از غرب، تنفر از مسيحيت، تنفر از غير مسلمانان و با يک نگاه سنتی به جهان تربيت بشوند.

اين نسل همان است که از دل آن تروريست بيرون می آيد. آدم هايی از اين سيستم بيرون می آيند که به راحتی با القاعده همراه می شوند. آدم هايی درمی آيند که نمی توانند دگرگونی های جديد جهان را بپذيرند. به همين دليل، به مبارزه با اين تحولات روی می آورند.

گزارش هايی که درباره نظام آموزشی عربستان هست نشان می دهد که اين نظام دائماً در بحران است زيرا بين آن فرهنگی که ترويج می کنند و واقعيت های زندگی روزمره جامعه عربستان، هرچند که يک جامعه بسيار سنتی است، تناقض وجود دارد و اين تناقضات در نظام آموزشی عربستان و يمن بسيار مشهود است.


مسایل آموزش وپرورش ایران-آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني



آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني
جام جم آن لاین- جمعه 14 دی ماه 1386اگر آموزش را فرآيندي پيچيده در جهت تغيير و بهبود رفتار فرد و نهايتا توسعه انساني تلقي کنيم ، بايد با توجه به پيچيدگي هاي موجود در دنياي جديد، روشهايي نيز در نظر گرفته شود تا برنامه هاي آموزش و پرورش نتايج مطلوبي را به دنبال داشته باشد و در گستره جامعه آموزش و تربيت عمومي را تسهيل کند.


يک جريان درست آموزشي که مسبوق به برنامه ريزي ها و الگوبرداري هاي صحيح باشد، در تغيير و اصلاح اوضاع تربيتي و آموزشي از چنان ضريب مثبتي برخوردار است که مي تواند براي نسلها تاثيرگذار باشد و به نتايج قابل قبولي منجر شود. و بعکس اگر آموزش در جرياني پويا و هدفمند نباشد و از مديريتي کارآمد و آينده نگر برخوردار نباشد، نه تنها از اهداف آموزشي دور مي شود و تضمين سلامت جامعه را غيرممکن مي کند، بلکه در جهت بخشيدن جامعه پذيري جوانان و انتخاب رويه اي مناسب براي تربيت جوانان بسيار خطرآفرين و غيرمفيد خواهد بود.

با توجه به اصولي که ما به آن پايبنديم و آن را جزء لاينفک زندگي فردي و اجتماعي خود مي دانيم و مي کوشيم آن اصول را به مثابه انديشه هايي ژرف به نسلهاي ديگر انتقال دهيم. دنياي جديد اما، همان طوري که فرصتهايي را برايمان رقم زده است ، در وضعيت فعلي ما را با موانعي نيز مواجه کرد که در فرآيند آموزش و تربيت نسل آينده جامعه نمي توان از آن غافل بود.



در دهکده جهاني که در آن آموزش روندي ديجيتال به خود گرفته است ، مطمئنا نوعي چالش را با روشها و متدهاي نظام آموزشي کشور ايجاد کرده است که تمام اين محدوديت ها تا زماني که ما يک سامانه مستقل اطلاعاتي را با بهره گيري از پتانسيل هاي مديريت دولتي و غيردولتي در زمينه بهبود کمي و کيفي آموزش ايجاد نکنيم ، نه تنها از اهداف واقعي آموزش و پرورش دور خواهيم ماند، بلکه فرصت ها، منابع و عوامل تاثيرگذار ديگر را نيز از دست خواهيم داد.

لذا پيش از هر تصميم و سياستگذاري بايد اهميت 3 عامل عمده مديريت علمي ، اقتصاد آموزش و پرورش و برنامه ريزي را در تدوين و تکميل آموزش و پرورش کارآمد مورد تاکيد قرار داد تا اين که با کارآمدي و واقع نگري بيشتر بتوان اهداف سازمان آموزش و پرورش را محقق کرد. چون تنها با تصميم سازي هاي به دور از آزمون و خطا در توسعه 3 عامل فوق الذکر مي توان يکسان سازي فرصت هاي آموزشي ، بهره وري ، افزايش دانايي ، تضارب آرا، ايجاد عدالت اجتماعي ، افزايش درآمد ناخالص ملي GNP و نهايتا توسعه انساني همه جانبه را براي تحقق توسعه اي پايدار امکان پذير کرد.



مديريت و آموزش و پرورش



بحث مديريت براساس يافته هاي علمي جديد يکي از جمله اهدافي است که در برنامه هاي آموزشي ملل توسعه يافته دنبال مي شود. مديريت علمي اي که ابتدا از سوي فردريک تيلور (1911) مطرح شد، در سطح عملياتي به اصول قابل توجهي چون «گسترش علم و آگاهي ، انتخاب کارکنان بر مبناي علمي و افزايش توان علمي آنان ، تقسيم منطقي کار و مسووليت و انگيزه کار ناشي از شوق درآمد اقتصادي آنان» تاکيد داشت و از نظر هانري فايول که بنيانگذار مديريت جديد به شمار مي رود، مديريت عبارت است از کارکردهاي برنامه ريزي شده ، سازماندهي ، فرماندهي ، هماهنگي و کنترل.

اما با توجه به نظريه پردازي هاي تخصصي در مديريت جديد، الگوبرداري از آنان بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي دروني جامعه نمي تواند در آن واحد نسخه اي معجزه آسا محسوب شود. لذا در اين خصوص نظريه و تحليل ماکس وبر، جامعه شناس آلماني بيشتر از همه تحليل جامعي از مباني دروني مديريت در جوامع گوناگون ارائه مي کند که مي تواند مبناي جالبي در بازبيني مديريت جوامع تلقي شود که اجمالا آنها را در مقايسه با هم مورد بررسي قرار مي دهيم.

اقتدار فرمند يا شخصيتي (مديريت شخصيتي): اين نوع مديريت در برخي جوامع با توجه به ساختهاي سنتي موجود شکل گرفت. اين نوع مديريت بيش از اين که برپايه تجربيات مديريتي و نظريات علمي که بر پايه يافته هاي علومي چون روانشناسي ، جامعه شناسي و اقتصاد استوار است ، بيشتر قائم به ذات شخصيت فرد است.

اين نوع مديريت از ديرباز در کشورمان وجود داشته و دارد و کوشش کرده است در برخي حوزه هاي عملياتي خود از يافته هاي مديريت جديد بهره مند شود و بنيان مديريت خود را سامان دهد. اين نوع مديريت و رهبري در نظام آموزش و پرورش ايران معمولا با تغييرات ساخت حکومت ها جلوه هاي تازه اي به خود مي گيرد و تصميمات خود را در چگونگي بهره گيري و تخصيص منابع موجود اعمال مي کند.

اقتدار سنتي (مديريت سنتي): اين نحوه مديريت و رهبري بر مبناي سنتها، عرف و عادات موجود در هر جامعه شکل مي گيرد. اين نوع مديريت بر اين نگرش تاکيد دارد که جايگاه اجتماعي کساني که در گذشته داراي اقتدار و قدرت بوده اند، حائز اهميت و احترام است. براساس اين نوع نگرش که معمولا صبغه ديني نيز دارد مقام و منصب بر اساس سنتها تعيين مي شود و معمولا از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد.

در ايران اين نوع مديريت بيش از همه به پيش از دوره مشروطه و شايد پيش از آن بر مي گردد و چون آموزش و پرورش هنوز سامان يافته و سازماندهي نشده بود و عوامل تاثيرگذار بيروني موجود در هدايت آموزش تاثيري نداشتند و محتواي آموزش نيز معمولا محدود به آنچه بود که مرشد يا معلم مورد نظر آنها را از پيش آموخته بودند و به نوآموزان جديد انتقال مي دادند، لذا مديريت به نوعي بر پايه سنتها و عرف معمول در جامعه و خاصه برپايه آموزه هاي ديني استوار بوده است.



اقتدار عقلاني قانوني (مديريت علمي)



اين نوع مديريت با تاکيد بر هدايت سازمان يافته شکل گرفته و سرمنشائ اين نوع مديريت ساختار نظام مند قوانين و مقرراتي است که هدايت سازمان را به عهده مي گيرد و براي اعمال اقتدار و نظارت بر روابط درون سازماني از تصميم گيري تا عمليات طرحها را به عهده مي گيرد.



برنامه ريزي آموزشي



از عمر برنامه ريزي آموزشي جديد نزديک به يک قرن مي گذرد. برنامه ريزي آموزشي جديد ابتدا در سال 1928 در اتحاد جماهير شوروي سابق با تهيه و اجراي برنامه هاي پنجساله توسعه پا به عرصه وجود گذاشت. پس از آن در کشورهاي اروپايي درخلال دهه 1940 موردتوجه قرار گرفت و کشورهاي اروپايي کوشيدند برنامه ريزي آموزشي خود را به استانداردهاي قابل قبول نزديک کنند. در کشورهاي در حال توسعه حدودا از دهه 1950 که همزمان با تحولات سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در اين کشورها بود، برنامه ريزي آموزشي دستخوش تحولات قابل توجهي شد.





انتقاد وارد است!



برنامه ريزي در آموزش و پرورش در ايران از 2 جنبه دروني (تجزيه و تحليل و پيش بيني) و بيروني (انطباق روند آموزش با نيازهاي جامعه) نظرات سلبي و ايجابي بسياري را به همراه داشته است. پس از پايان انقلاب فرهنگي و بازگشايي دانشگاه ها، روند رو به تزايد گرايش جوانان به تحصيل در رشته هاي گوناگون علوم کاربردي وعلوم دستوري ادامه يافت. به طوري که نيازهاي کشور به نيروي انساني متخصص در رشته هاي مختلف حتي در شرايط نامتعارف به طور نسبي برطرف شد. تاثيرگذاري جريان آموزش و پرورش کشور در اين موفقيت ها چشمگير و قابل توجه است.

اما پس از گذشت يک دهه ، به علت کمبودهاي موجود در عرصه اقتصاد آموزش و پرورش و در نهايت کمبود فضاهاي آموزشي در سال 1368 مدارس خصوصي غيرانتفاعي به عنوان مدارس غيردولتي به فعاليت هاي آموزشي رسمي پرداختند اما به علت اين که فعاليت هاي بخش خصوصي در زمينه هاي گوناگون درست برنامه ريزي نشده است ، مدارس خصوصي به علت نداشتن تعادل اقتصادي خانواده ها بر توزيع فرصت هاي کيفي آموزشي در ميان دانش آموزان مورد انتقاد قرار دارند.







برنامه ريزي براي پيشبرد هر گونه طرحي نيازي اجتناب ناپذير است ؛ اما برنامه ريزي و توجه به جزييات مرتبط با اجراي مراحل برنامه در سطح فعاليت هاي آموزش و پرورش از ظرافت و پيچيدگي خاص برخوردار است. برنامه ريزي هر چند از جهاتي چون مديريت و اقتصاد در آموزش و پرورش تحت تاثير قرار مي گيرد؛ اما به نوعي مي تواند بر کيفيت بخشي نوع مديريت هاي کلان و مديريت در سطوح زيرين تاثيرگذار باشد و همچنين در نوع نگرش اقتصادي به امر آموزش و پرورش و رونق بخشيدن هر چه بيشتر ارتباط اقتصاد و آموزش و پرورش تاثير بسزايي داشته باشد.

اما با اين همه ، نمي توان از اثرگذاري مقتضيات اجتماعي موجود در کشور بر برنامه ريزي هاي آموزشي بي اعتنا گذشت. همانطوري که مايکل کرست مي گويد: «سياستگذاري براي مدارس وارد يک شبکه ماتريسي پيچيده شده که داراي زمينه هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي است.» پس برنامه ريزان بايد در فعاليت هاي پيش از برنامه ريزي به شرايط و امکانات موجود کشور توجه خاصي داشته باشند و متغيرهاي تاثيرگذار و تداوم بخش يک برنامه آموزشي را بدقت مورد ارزيابي کارشناسانه قرار دهند تا برنامه هاي آموزشي با پشتوانه اي علمي ، فرهنگي و اقتصادي بر بهبود کمي و کيفي آموزش نيروهاي انساني بيفزايند.

اما علاوه بر کاستي هاي مالي و اقتصادي در آموزش و پرورش ، آنچه در برنامه ريزي هاي کلان آموزش و پرورش از اهميت خاصي برخوردار است ، مطالعه و تحقيقي دقيق از وضعيت اجتماعي ، روانشناسي و کنشگري هاي جوانان در اين برهه از زمان است تا بتوان در مسير برنامه هاي آموزشي از حداکثر پتانسيل هاي علمي و آموزشي سخت افزاري و نرم افزاري در جهت بخشيدن انديشه هاي جوانان استفاده کرد و به نوعي آموزش را در مسير آموزشي هدفمند و همه جانبه در اختيار گرفت.

ازآنجا که در بيشتر جوامع ، توليدکنندگان علم و دانش و آموزش دهندگان از سطوح فرهيختگان جامعه هستند و از نظر اقتصادي جزو لايه هاي مياني و پايين دست جامعه محسوب مي شوند، بايد ترتيبي اتخاذ شود تا تدوينگران و برنامه ريزان آموزش و پرورش از تاثيرگذاري عوامل اصلي آموزش ، بي دغدغه و با بي تفاوتي گذر نکنند. چراکه در دنياي جديد تاثيرگذاري يک تصوير و يک فيلم ، مجله ، روزنامه و دهها ابزار ديجيتالي گذار بر روند جامعه پذيري و آموزش و تربيت جوانان بسيار آسان تر از اثرگذاري يک رابطه چهره به چهره براي تفهيم اموري معرفتي در امر آموزش و تربيت است.

پس بايد عوامل اصلي بازآفرين در امر آموزش و پرورش را به عنوان يکي از عوامل بسيار مهم در برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش از حمايت مادي و معنوي برخوردار کرد تا به دور از دغدغه هاي معيشتي ، بل با دغدغه هاي علمي و آموزشي در عرصه آموزش کشور تاثيرگذار و مفيد واقع شوند.



نتيجه



الف)- در بخش مديريت ، اعم از اجرايي و آموزشي بايد به ساختار مديريت عقلاني توجه ويژه اي داشت و به تلفيق هر چه بيشتر مديريت هاي سنتي کارآمد با مديريت هاي علمي در حوزه مربوطه پرداخت.

- در اداره بخشهايي از فعاليت هاي آموزش پرورش مي توان از تجربيات موفق بخش خصوصي در زمينه هاي آموزشي ، مديريتي و اقتصادي بهره مند شد.

- کم کردن ميزان فشارهاي بروکراسي در وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن در ادارات کل ، با سپردن برخي از فعاليت هاي خدماتي و تدارکاتي اين وزارتخانه به بخش خصوصي.

- در بخش مديريت آموزش و پرورش مي توان هر چه بيشتر از توانمندي هاي موجود و بالقوه اي که در فراگرد مديريت آموزشي لحاظ نشده اند، بهره مند شد و تصميمات مديريتي را بر مبناي اجماعي عالمانه تر اتخاذ کرد.

ب) در بخش اقتصادي بايد به اقتصاد آموزش و پرورش توجه خاصي مبذول شود تا با سرمايه گذاري هاي مطمئن بتوان به نتايج قابل قبولي در عرصه آموزش و پرورش نايل شد.

- بايد به تاثيرگذاري جريان آموزشي صحيح در تسهيل و توانمندي نيروي انساني کارآمد توجه ويژه اي داشت و سرمايه گذاري هاي لازم را در اين ميان به عنوان عاملي حياتي مدنظر قرار داد.

مديران و مسوولان کشور بايد به اين باور برسند که آموزش کارآمد و صحيح در کشور رکن اوليه تربيت نيروي انساني کارآمد است که براي اين مهم بايد به سرمايه گذاري هاي راهبردي و درازمدت انديشه کرد و نه به تسکين هاي موقتي و مقطعي.

ج) قوت بخشيدن به روابط انساني کارآمد در سازمان آموزش و پرورش در جهت ايجاد درک متقابل بين نيروهاي صفي و ستادي بايد از اولويت هاي اوليه برنامه ريزان در اين وزارتخانه باشد.

- نگرش واقعگرايانه به نوعي گسست نسلي آموزشي و معرفتي در کشور در دهه سوم پس از انقلاب ، که شايد بتوان آن را معلول جريان جهاني شدن -يا تقابل سنت و مدرنيته - و يا مدرنيسم و پست مدرن و يا تغيير الگوي تربيتي در جامعه دانست.

اما به هر حال بايد اذعان کرد کاستي هاي کمي و کيفي در جريان آموزش کشور نيز در ظهور آن بي تاثير نبوده است.

- تبيين برنامه هايي در جهت آموزش هاي مهارتي در کل کشور که در کنار آن به نيازمندي هاي استان هاي کشور نيز توجه شود و فرهنگ و سنتهاي بومي مناطق مختلف کشور در بخش برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش مورد توجه و احيائ قرار گيرند.







رضا مومن پور






۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

آغاز

با نام خدا
آزمایشی شروع می کنم